خانه / گرامر زبان انگلیسی از پایه / گرامر انگلیسی متوسط / آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل Present Perfect Tense

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل Present Perfect Tense

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل سایت گرامر دات کام مرجع اصلی آموزش گرامر انگلیسی است شما می توانید از طریق این سایت از ابتدایی ترین نکات گرامری ( گرامر انگلیسی از پایه ) تا پیشرفته ترین مباحث گرامر انگلیسی را به زبان ساده یاد بگیرید در این قسمت قصد داریم آموزش زبان انگلیسی زمان حال کامل شرح دهیم .

زمان حال کامل زمانی است که اتفاقی در گذشته افتاده باشد و همچنان تاثیرش را ببینیم به زمان  حال کامل ، ماضی نقلی نیز می گویند . ماضی نقلی یا زمان حال کامل  عبارت است از  حال کامل گذشته را به حال متصل کردن .

تعریف :

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل  (present perfect) بیشتر برای نشان دادن یک فعالیت که در گذشته اتفاق افتاده اما هنوز بر روی زمان حال باقی مانده استفاده می شود.

به مثال های فارسی زیر توجه کنید :

  • سه ماه است که در این شرکت کار می کنم
  • سه سال است که زبان انگلیسی می خوانم
  • از زمانی که بچه بودم به زبان انگلیسی علاقه داشتم
  • قبلا این مباحث را خوانده ام
  • او هنوز تمریناتش را حل نکرده است
  • آن ها شش سال است که به انگلیس مهاجرت کرده اند
  • زهرا لباس هایش را شسته است
  • او یک هفته است که موبایل خریده است
  • او دو بار از انگلیس دیدن کرده است
  • این اولین باری است که او فوتبال بازی می کند
آموزش زبان انگلیسی زمان حال کامل
آموزش زبان انگلیسی زمان حال کامل

دانلود کتاب گرامر رو قورت بده!

گرامر رو قورت بده!

  • آموزش گرامر انگلیسی از 0 تا 100 با زبان ساده
  • آموزش گرامر زمان ها به طور کامل
  • آموزش گرامر انواع جملات مجهول و شرطی و …
  • آموزش کامل ضمایر
  • و هزاران نکته گرامری دیگر همراه با مثال کاربردی

برای دانلود کتاب و اطلاعات بیشتر بر روی دکمه زیر کلیک کنید

گرامر رو قورت بده!

 

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل ساختار 

ساختار زمان حال کامل یا present perfect به شکل زیر است :

ادامه جمله  +  قسمت سوم فعل  + have-has  + فاعل 

نکته : have یا has  را می توان به صورت خلاصه نوشت

  • have : ‘ve
  • has : ‘s

به مثال های جدول زیر توجه کنید :

 

ادامه جملهقسمت سوم فعلhave-hasفاعل
English since 2016studiedhaveI
English since 2016studiedhaveyou
English since 2016studiedhashe
English since 2016studiedhasshe
English since 2016studiedhavewe
English since 2016studiedhavethey

معنی سطر اول : من از سال 2016 به مطالعه انگلیسی پرداخته ام

به مثال های زیر توجه کنید :

  • او به مدت 6 سال در شیراز زندگی کرده است : He has lived in Shiraz for 6 years.
  • تو همه ی عمرت در مشهد زندگی کرده ایی  you have lived in Mashhad all your life
  • ده سال است که اینجا کار کرده ام : I have worked here for ten years
  • علی یک سال است که در این آپارتمان زندگی می کند Ali has lived in this apartment for one years
  • پدرم از وقتی 20 ساله بود فوتبال بازی می کرد My father has played football since he was twenty   
  • او یک ماه است که یک آیفون جدید خریده است . He has bought a new iphone for one months.

 

 

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل قسمت سوم افعال 

قسمت سوم افعال همان فعل هایی هستند که در درس گذشته ساده بیان شد یعنی به افعال با قاعده ed یا d اضاف می شود و یک سری افعال بی قاعده هم وجود دارند که به شرح زیر است :

فعل سادهفعل گذشته ساده
arrivearrived
decidedecided
startstarted
workworked
playplayed
loveloved
 hate hated
useused
stopstopped
plan planned
robrobbed
slowslowed

 

 

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده

 

فعلگذشته ساده فعلقسمت سوم فعلمعادل فارسی
(A) افعال بی قاعده حرف آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل
arisearosearisenبلند شدن
awakeawakened / awokeawakened / awokenبيدار شدن‌، بيدار كردن‌
(B)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
backslidebackslidbackslidden / backslidبازگشتن
bewas, werebeenبودن
bearboreborn / borneتحمل‌ كردن‌
beatbeatbeaten / beatغلبه کردن
becomebecamebecomeشدن
beginbeganbegunشروع کردن
bendbentbentخم کردن
betbet / bettedbet / bettedشرط بستن
bid (farewell)bid / badebiddenگفتن‌، درخواست‌ كردن‌
bid (offer amount)bidbidپیشنهاد دادن
bindboundboundبستن
bitebitbittenگاز گرفتن
bleedbledbledخونریری کردن
blowblewblownوزیدن
breakbrokebrokenشکستن
breedbredbredتولید مثل کردن
bringbroughtbroughtآوردن
broadcastbroadcast / broadcastedbroadcast / broadcastedپخش کردن (رادیو و تلویزیون)
browbeatbrowbeatbrowbeaten / browbeatوادار کردن
buildbuiltbuiltساختن
burnburned / burntburned / burntسوزاندن
burstburstburstمنفجر شدن، ترکیدن
bustbusted / bustbusted / bustپاره کردن، شکستن
buyboughtboughtخریدن
(C)آموزش زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
castcastcastپرتاب کردن، ریختن
catchcaughtcaughtگرفتن
choosechosechosenانتخاب کردن
clingclungclungنگه داشتن
clotheclothed / cladclothed / cladپوشیدن، پوشاندن
comecamecomeآمدن
costcostcostارزیدن
creepcreptcreptخزیدن
crossbreedcrossbredcrossbredپیوندزدن
cutcutcutبریدن
(D)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
daydreamdaydreamed / daydreamtdaydreamed / daydreamtخیال پرداری کردن
dealdealtdealtپرداختن به، معامله کردن با
digdugdugحفر کردن
disprovedisproveddisproved / disprovenرد کردن
dive (jump head-first)dove / diveddivedشیرجه زدن
dive (scuba diving)dived / dovedived
dodiddoneانجام دادن
drawdrewdrawn(نقاشی) کشیدن
dreamdreamed / dreamtdreamed / dreamtآرزو کردن
drinkdrankdrunkنوشیدن
drivedrovedrivenراندن
dwelldwelt / dwelleddwelt / dwelledسکونت داشتن
(E)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
eatateeatenخوردن
(F)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
fallfellfallenافتادن
feedfedfedغذا دادن
feelfeltfeltاحساس کردن
fightfoughtfoughtجنگیدن
findfoundfoundجستجو کردن
fit (tailor, change size)fitted / fitfitted / fitمناسب بودن
fit (be right size)fit / fittedfit / fitted
fleefledfledفرار کردن
flingflungflungپرت کردن
flyflewflownپرواز کردن
forbidforbadeforbiddenممنوع بودن
forecastforecastforecastپیش بینی کردن
forego (also forgo)forewentforegoneفراموش کردن
foreseeforesawforeseenپیشبینی کردن
foretellforetoldforetoldپیشبینی کردن
forgetforgotforgotten / forgotفراموش کردن
forgiveforgaveforgivenبخشیدن
forsakeforsookforsakenترک کردن
freezefrozefrozenیخ زدن
frostbitefrostbitfrostbittenیخ زدن
(G)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
getgotgotten / gotگرفتن
givegavegivenدادن
gowentgoneرفتن
grindgroundgroundتمیز کردن
growgrewgrownرشد کردن
(H)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
hand-feedhand-fedhand-fedخوراک-خوراکی
handwritehandwrotehandwrittenدست خط
hanghunghungآویزان شدن
havehadhadداشتن
hearheardheardگوش دادن
hewhewedhewn / hewedسعی کردن
hidehidhiddenمخفی کردن
hithithitاصابت کردن
holdheldheldنگه داشتن
hurthurthurtصدمه زدن
(I)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
inbreedinbredinbred
inlayinlaidinlaidتزیین کردن
inputinput / inputtedinput / inputtedداخ قرار دادن
interbreedinterbredinterbredمتصل کردن
interweaveinterwove / interweavedinterwoven / interweavedپیوند زدن
interwindinterwoundinterwoundپیوستن
(J)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
(K)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
keepkeptkeptنگه داشتن
kneelknelt / kneeledknelt / kneeledزانو زدن
knitknitted / knitknitted / knitگره خوردن
knowknewknownشناختن
(L)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
laylaidlaidگذاشتن
leadledledرهبری کردن
leanleaned / leantleaned / leantلاغر شدن
leapleaped / leaptleaped / leaptجهش کردن
learnlearned / learntlearned / learntیاد گرفن
leaveleftleftترک کردن
lendlentlentقرض دادن
letletletاجازه دادن
lielaylainدروغ گفتن
lie (not tell truth) REGULARliedlied
lightlit / lightedlit / lightedروشنایی
lip-readlip-readlip-readلب خوانی کردن
loselostlostگم کردن
(M)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
makemademadeساختن
meanmeantmeantمعنی کردن
meetmetmetملاقات کردن
miscastmiscastmiscastاشتباه کردن
misdealmisdealtmisdealtاشتباه کردن
misdomisdidmisdoneگناه کردن
mishearmisheardmisheard
mislaymislaidmislaid
misleadmisledmisledگمراه کردن
mislearnmislearned / mislearntmislearned / mislearntگمراه کردن
misreadmisreadmisreadگمراه کردن
missetmissetmissetاز دست رفتن
misspeakmisspokemisspokenگم شدن
misspellmisspelled / misspeltmisspelled / misspelt
misspendmisspentmisspent
mistakemistookmistaken
misteachmistaughtmistaught
misunderstandmisunderstoodmisunderstood
mowmowedmowed / mownبریدن
(N)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
No irregular verbs beginning with “N.”
(O)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
offsetoffsetoffsetانحراف داشتن
outbidoutbidoutbidفراتر از حد
outbreedoutbredoutbred
outdooutdidoutdoneبیرون رفتن
outdrawoutdrewoutdrawnبیرون رفتن
outdrinkoutdrankoutdrunkبیرون رفتن
outdriveoutdroveoutdrivenبیرون رفتن
outfightoutfoughtoutfoughtبیرون رفتن
outflyoutflewoutflownبیرون رفتن
outgrowoutgrewoutgrownبیرون رفتن
outleapoutleaped / outleaptoutleaped / outleapt
outlie (not tell truth) REGULARoutliedoutlied
outrideoutrodeoutridden
outrunoutranoutrun
outselloutsoldoutsold
outshineoutshined / outshoneoutshined / outshone
outshootoutshotoutshot
outsingoutsangoutsung
outsitoutsatoutsat
outsleepoutsleptoutslept
outsmelloutsmelled / outsmeltoutsmelled / outsmelt
outspeakoutspokeoutspoken
outspeedoutspedoutsped
outspendoutspentoutspent
outswearoutsworeoutsworn
outswimoutswamoutswum
outthinkoutthoughtoutthought
outthrowoutthrewoutthrown
outwriteoutwroteoutwritten
overbidoverbidoverbid
overbreedoverbredoverbred
overbuildoverbuiltoverbuilt
overbuyoverboughtoverbought
overcomeovercameovercome
overdooverdidoverdone
overdrawoverdrewoverdrawn
overdrinkoverdrankoverdrunk
overeatoverateovereaten
overfeedoverfedoverfed
overhangoverhungoverhung
overhearoverheardoverheard
overlayoverlaidoverlaid
overpayoverpaidoverpaid
overrideoverrodeoverridden
overrunoverranoverrun
overseeoversawoverseen
overselloversoldoversold
oversewoversewedoversewn / oversewed
overshootovershotovershot
oversleepoversleptoverslept
overspeakoverspokeoverspoken
overspendoverspentoverspent
overspilloverspilled / overspiltoverspilled / overspilt
overtakeovertookovertaken
overthinkoverthoughtoverthought
overthrowoverthrewoverthrown
overwindoverwoundoverwound
overwriteoverwroteoverwritten
(P)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
partakepartookpartaken
paypaidpaidپرداختن
pleadpleaded / pledpleaded / pledلابه کردن
pre buildpre builtpre builtپیش ساخته
predopredidpredoneقبل
prepayprepaidprepaid
presellpresoldpresold
presetpresetpreset
preshrinkpreshrankpreshrunk
proofreadproofreadproofread
proveprovedproven / proved
putputputگذاشتن
(Q)آآموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
quick-freezequick-frozequick-frozen
quitquit / quittedquit / quitted
(R)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
readread (sounds like “red”)read (sounds like “red”)
reawakereawokereawaken
rebidrebidrebid
rebindreboundrebound
rebroadcastrebroadcast / rebroadcastedrebroadcast / rebroadcasted
rebuildrebuiltrebuilt
recastrecastrecast
recutrecutrecut
redealredealtredealt
redoredidredone
redrawredrewredrawn
refit (replace parts)refit / refittedrefit / refitted
refit (retailor)refitted / refitrefitted / refit
regrindregroundreground
regrowregrewregrown
rehangrehungrehung
rehearreheardreheard
reknitreknitted / reknitreknitted / reknit
relay (for example tiles)relaidrelaid
relay (pass along) REGULARrelayedrelayed
relearnrelearned / relearntrelearned / relearnt
relightrelit / relightedrelit / relighted
remakeremaderemade
repayrepaidrepaid
rereadrereadreread
rerunreranrerun
resellresoldresold
resendresentresent
resetresetreset
resewresewedresewn / resewed
retakeretookretaken
reteachretaughtretaught
retearretoreretorn
retellretoldretold
rethinkrethoughtrethought
retreadretreadretread
retrofitretrofitted / retrofitretrofitted / retrofit
rewakerewoke / rewakedrewaken / rewaked
rewearreworereworn
reweaverewove / reweavedrewoven / reweaved
rewedrewed / reweddedrewed / rewedded
rewetrewet / rewettedrewet / rewetted
rewinrewonrewon
rewindrewoundrewound
rewriterewroterewritten
ridridrid
rideroderidden
ringrangrung
riseroserisen
roughcastroughcastroughcast
runranrun
(S)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
sand-castsand-castsand-cast
sawsawedsawed / sawn
saysaidsaid
seesawseen
seeksoughtsought
sellsoldsold
sendsentsent
setsetset
sewsewedsewn / sewed
shakeshookshaken
shaveshavedshaved / shaven
shearshearedsheared / shorn
shedshedshed
shineshined / shoneshined / shone
shitshit / shat / shittedshit/ shat / shitted
shootshotshot
showshowedshown / showed
shrinkshrank / shrunkshrunk
shutshutshut
sight-readsight-readsight-read
singsangsung
sinksank / sunksunk
sitsatsat
slay (kill)slew / slayedslain / slayed
slay (amuse) REGULARslayedslayed
sleepsleptslept
slideslidslid
slingslungslung
slinkslinked / slunkslinked / slunk
slitslitslit
smellsmelled / smeltsmelled / smelt
sneaksneaked / snucksneaked / snuck
sowsowedsown / sowed
speakspokespoken
speedsped / speededsped / speeded
spellspelled / speltspelled / spelt
spendspentspent
spillspilled / spiltspilled / spilt
spinspunspun
spitspit / spatspit / spat
splitsplitsplit
spoilspoiled / spoiltspoiled / spoilt
spoon-feedspoon-fedspoon-fed
spreadspreadspread
springsprang / sprungsprung
standstoodstood
stealstolestolen
stickstuckstuck
stingstungstung
stinkstunk / stankstunk
strewstrewedstrewn / strewed
stridestrodestridden
strike (delete)struckstricken
strike (hit)struckstruck / stricken
stringstrungstrung
strivestrove / strivedstriven / strived
subletsubletsublet
sunburnsunburned / sunburntsunburned / sunburnt
swearsworesworn
sweatsweat / sweatedsweat / sweated
sweepsweptswept
swellswelledswollen / swelled
swimswamswum
swingswungswung
T
taketooktaken
teachtaughttaught
teartoretorn
telecasttelecasttelecast
telltoldtold
test-drivetest-drovetest-driven
test-flytest-flewtest-flown
thinkthoughtthought
throwthrewthrown
thrustthrustthrust
treadtrodtrodden / trod
typecasttypecasttypecast
typesettypesettypeset
typewritetypewrotetypewritten
(U)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
unbendunbentunbent
unbindunboundunbound
unclotheunclothed / uncladunclothed / unclad
underbidunderbidunderbid
undercutundercutundercut
underfeedunderfedunderfed
undergounderwentundergone
underlieunderlayunderlain
undersellundersoldundersold
underspendunderspentunderspent
understandunderstoodunderstood
undertakeundertookundertaken
underwriteunderwroteunderwritten
undoundidundone
unfreezeunfrozeunfrozen
unhangunhungunhung
unhideunhidunhidden
unknitunknitted / unknitunknitted / unknit
unlearnunlearned / unlearntunlearned / unlearnt
unsewunsewedunsewn / unsewed
unslingunslungunslung
unspinunspununspun
unstickunstuckunstuck
unstringunstrungunstrung
unweaveunwove / unweavedunwoven / unweaved
unwindunwoundunwound
upholdupheldupheld
upsetupsetupset
(V)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
فعل بی قاعده ایی با این حرف وجود ندارد
(W)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
wakewoke / wakedwoken / wakedبیدار کردن
waylaywaylaidwaylaid
wearworewornپوشیدن
weavewove / weavedwoven / weaved
wedwed / weddedwed / wedded
weepweptwept
wetwet / wettedwet / wetted
whetwhettedwhetted
winwonwonپیروز شدن
windwoundwound
withdrawwithdrewwithdrawn
withholdwithheldwithheld
withstandwithstoodwithstood
wringwrungwrung
writewrotewrittenنوشتن
(X)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
فعل بی قاعده ایی با این حرف وجود ندارد
(Y)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
فعل بی قاعده ایی با این حرف وجود ندارد
(Z)آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل افعال بی قاعده حرف 
فعل بی قاعده ایی با این حرف وجود ندارد

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل سوالی کردن جملات 

برای سوالی کردن جملات have-has  را به ابتدای جمله اضاف می کنیم به ساختار زیر توجه نمایید

 

ادامه جمله  +  قسمت سوم فعل   + فاعل  + have-has  

 

به مثال های جدول زیر توجه کنید :

 

ادامه جملهقسمت سوم فعلفاعلhave-has
?English since 2016studiedIhave
?English since 2016studiedwehave
?English since 2016studiedshehas
?English since 2016studiedhehas
?English since 2016studiedyouhave
?English since 2016studiedtheyhave

معنی سطر اول : آیا من از سال 2016 به مطالعه انگلیسی پرداخته ام ؟

به مثال های زیر توجه کنید :

  • آیا او به مدت 6 سال در شیراز زندگی کرده است؟ : ?has he lived in Shiraz for 6 years.
  • آیا تو همه ی عمرت در مشهد زندگی کرده ایی؟  ?have you  lived in Mashhad all your life
  • آیا ده سال است که اینجا کار کرده ام؟ : ?Have I worked here for ten years
  • آیا علی یک سال است که در این آپارتمان زندگی می کند؟ ?Has Ali lived in this apartment for one years
  • آیا پدرم از وقتی 20 ساله بود فوتبال بازی می کرد؟ My father played football since he was twenty   Has
  • آیا او یک ماه است که یک آیفون جدید خریده است؟ . ?Has he bought a new iphone for one months.

آموزش گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل منفی کردن جملات 

برای منفی کردن جمات در زمان حال کامل کافیست have  یا has  را منفی کرد ( have not/haven’t or has not/hasn’t ) به ساختار زیر توجه کنید

ادامه جمله  +  قسمت سوم فعل  +  haven’t-hasn’t  + فاعل 

به مثال های زیر توجه کنید :

 

ادامه جملهقسمت سوم فعلhave not-has not-haven’t-hasn’tفاعل
?English since 2016studiedhaven’tI
?English since 2016studiedhave notwe
?English since 2016studiedhas nothe
?English since 2016studiedhasn’tshe
?English since 2016studiedhave notyou
?English since 2016studiedhaven’tAli and Zahra

برای اینکه یادگیریتان از مبحث زمان حال کامل عمیق شود و کاملا تسلط پیدا کنید به این مبحث توصیه می شود بر روی لینک زیر کلیک کنید و تست های گرامر زبان انگلیسی حال کامل با پاسخ تشریحی را ببینید و حل کنید .

تست گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل

ما همین طور به شما خواندن مطالب زیر را نیز توصیه می کنیم :

گرامر زبان انگلیسی حال ساده

گرامر زبان انگلیسی زمان حال کامل استمراری

گرامر زبان انگلیسی حال استمراری

 

 

حتما ببینید

کاربرد the در انگلیسی

کاربرد the در زبان انگلیسی | چه زمانی باید از the استفاده کرد‌؟

در این قسمت میخواهیم در مورد کاربرد the در زبان انگلیسی صحبت کنیم. و همچنین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *